موسیقی نواحی گونهای از موسیقی است که به نغمهها، سازها و نواهای مناطق و نواحی ایران میپردازد اما چند سالی است آنطور که باید به آن توجه نمیشود و به نظر میرسد در حال فراموشی است. این گونه موسیقی، ابعاد گوناگونی دارد که میتوان ساعتها درباره آن گفت و شنید؛ هوشنگ جاوید از شناختهشدهترین پژوهشگران موسیقی نواحی و آیینی ایران است که سالها در حوزه پژوهش، ثبت و حفظ موسیقی اقوام ایرانی فعالیت کرده است. او که از شاگردان سیدابوالقاسم انجوی شیرازی، بنیانگذار مکتب مرکز فرهنگ مردم ایران در صدا و سیما بوده، نقش مهمی در راهاندازی جشنوارههای موسیقی نواحی و آیینی کشور ایفا کرده و آثار و پژوهشهای متعددی نیز در این زمینه به ثبت رسانده است. او در این گفتوگو به بررسی وضعیت امروز موسیقی نواحی ایران، مشکلات هنرمندان این حوزه، کمبود حمایتهای فرهنگی و خطر فراموشی بخشی از میراث موسیقایی ایران پرداخته است که در ادامه میخوانید.
هوشنگ جاوید با اشاره به جایگاه موسیقی نواحی و مناطق ایران عنوان میکند: موسیقی مناطق و نواحی ایران متعلق به خود مردم همان مناطق است و از دل فرهنگ مردم برآمده؛ به همین سبب این موسیقی نیاز به حمایت دارد. در گذشته نیز شرایط به همین شکل بود و هنرمندانی که در مناطق و نواحی مختلف فعالیت میکردند، معیشت و امرار معاش زندگیشان وابسته به همان مردم بود. بخشی از این هنرمندان مردمی بودند و خود مردم به آنها کمک میکردند و بخشی دیگر نیز در دربارها، نزد خانها یا صاحبان قدرت فعالیت داشتند و هنرشان در خدمت آنها بود.او ادامه میدهد: این هنرمندان دستهبندی میشدند؛ برای مثال، در خراسان به افرادی که برای خانها کار میکردند «بخشی مجلسی» میگفتند و به گروهی دیگر «بخشی مردمی» گفته میشد؛ یعنی افرادی که برای مردم و در خدمت مردم بودند و از مردم نیز کمک میگرفتند. این افراد در مجالس عروسی حضور پیدا میکردند و مردم هم به آنها کمک میکردند. حتی سهمی از محصولات کشاورزی نیز به آنها تعلق میگرفت و هنگام برداشت محصول، بخشی از آن را به این هنرمندان میدادند.
جاوید میگوید: این اتفاق به دلیل احترام مردم به هنر این افراد بود، زیرا آنها در طول سال در خدمت مردم بودند و با تمام اتفاقات زندگی آنها همراهی میکردند. برای مثال، اگر یک اتفاق عاشقانه رخ میداد یا حادثهای حماسی اتفاق میافتاد، مانند مقاومت یک سردار در برابر دشمنان، این هنرمندان برای آن ترانه میساختند و مردم نیز از آن استقبال و حمایت میکردند. برخی دیگر نیز برای خانها برنامه اجرا میکردند و حقوق دائمی داشتند. در مجموع، موسیقی مناطق و نواحی بهطور کامل در خدمت جامعه بود و مانند امروز نبود؛ زیرا نه رادیو و تلویزیونی وجود داشت و نه رسانهای که جای مردم را بگیرد. عاشیقها و بخشیها به طور مستقیم در خدمت مردم بودند.
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی
حمایت دولتی از موسیقی نواحی کافی نیست
وی با انتقاد از وضعیت فعلی حمایتهای دولتی از هنرمندان موسیقی نواحی اظهار میکند: امروز از سوی دولت حمایت خاصی صورت نمیگیرد، زیرا تحولات جامعه با سرعت زیادی در حال رخ دادن است و ما به سمت مدرنیسم حرکت کردهایم. ما درباره موسیقی کاملاً سنتی صحبت میکنیم و زمانی که جامعه به سمت موسیقی مدرن میرود، موضوعی به نام میراث فرهنگی اهمیت مییابد و موسیقی نواحی نیز بخشی از میراث فرهنگی هر کشور است.او ادامه میدهد: یونسکو سالها پیش اعلام کرد این آثار قابلیت ثبت جهانی دارند تا حفظ شوند و دولتها موظفاند از هر آنچه ثبت جهانی میشود، چه خود هنر و چه هنرمندان آن، حمایت کنند و برای گسترش آن نیز برنامه داشته باشند. اما اتفاقهای مختلفی رخ داد. مسائل اقتصادی بر کسی پوشیده نیست و همین موضوع دست دولت را برای حمایت جدی از موسیقی نواحی بست. در نهایت، حمایتها تنها به دو بخش جشنوارهها و رسانه ملی محدود شد.
بخشیگری اصیل در خراسان از بین رفته است
جاوید با اشاره به وضعیت جشنوارههای موسیقی نواحی عنوان میکند: جشنوارهها تا دورهای تأثیرگذار بودند، اما پس از مدتی دچار تکرار شدند. حتی با فوت هنرمندان درجهیک، به دلیل نبود حمایت و برنامهریزی جدی برای حفظ هنر آنها، بخش زیادی از این هنر از بین رفت و تنها بخشی از آن باقی ماند.وی درباره موسیقی خراسان میگوید: در خراسان بخشیهایی وجود داشتند که دستهبندی میشدند؛ برخی از آنها مؤلف بودند به این معنا که اگر رویدادی مانند جنگ یا اتفاقهای اجتماعی رخ میداد، خودشان شعر میگفتند، با دوتار آهنگ میساختند و اجرا میکردند. این نوع بخشیگری جایگاه بالایی داشت، اما امروز این شکل از بخشیگری تقریباً بهطور کامل از بین رفته است.او میافزاید: امروز دیگر دوتارنوازی که خودش شعر بگوید، بخواند و اجرا کند، نداریم. در گذشته خود فرد یک هنرمند کامل بود، اما امروز به تبعیت از موسیقی شهری، عدهای صرفاً خواننده شدهاند، گروهی فقط ساز میزنند و عدهای هم با عنوان آهنگساز فعالیت میکنند. شعر را از شاعر میگیرند و اجرا میکنند و ساختار موسیقی به این شکل تغییر کرده است؛ در حالی که تا یک دهه پیش چنین شرایطی وجود نداشت.
موسیقی نواحی به سمت نمایشی شدن رفته است
این پژوهشگر موسیقی نواحی تصریح میکند: زمانی که اقتصاد هنر شکل گرفت، حمایت دولتی از هنرمندان اصیل برداشته شد. افرادی مانند «سهراب محمدی» چهرهای جهانی بودند و صدها ترانه را خودشان ساخته و اجرا کرده بودند، اما هنر بسیاری از این هنرمندان با درگذشتشان از بین رفت. در جنوب خراسان نیز همین اتفاق رخ داد و امروز دیگر آن شکل اصیل را نمیبینیم.
وی ادامه میدهد: بعدها گروههایی تحت تأثیر موسیقی شهری شکل گرفتند که ما پژوهشگران با آن مخالف بودیم. این گروهها برای وزارت فرهنگ و ارشاد هم به معضل تبدیل شدند، زیرا دستگاههای فرهنگی به دنبال هنرمندان درجهیک نیستند و معمولاً سراغ گروههای ارزانتر، دمدستیتر و ضعیفتر میروند تا از نظر هزینه برایشان مقرونبهصرفه باشد سپس ادعا میکنند که از جلوههای فرهنگی حمایت کردهاند.
جاوید با انتقاد از نمایشی شدن موسیقی نواحی میگوید: امروز همهچیز به سمت نمایشی شدن رفته و اصل ماجرا در حال فراموش شدن است. موسیقی اصیل آن است که شعر حافظ یا هر اثر ارزشمند دیگری را بخواند و بنوازد و بر مخاطب تأثیر بگذارد، اما امروز بسیاری از اجراها فقط نمایشی هستند و حتی تأثیری بر چند نفر هم ندارند. آن نگاه معنوی که در گذشته در ارائه نغمهها از سوی هنرمند وجود داشت، امروز ضعیف شده است. علت این موضوع نیز مشکلات معیشتی است؛ زیرا بیشتر افراد درگیر مسائل اقتصادی هستند و این دغدغهها اجازه نمیدهد هنرمند با تمرکز وارد فضای معنوی موسیقی شود. برخی گروههای شکل گرفته، بدون شناخت کافی، با فرهنگ بازی میکنند و نظارتی هم بر این وضعیت وجود ندارد. در نتیجه، در این سکوت فرهنگی اتفاقهایی رخ داده که خوشایند نیست.
رسانه ملی از هنرمندان اصیل استفاده نمیکند
وی درباره نقش رسانه ملی نیز اظهار میکند: هنرمند کار خودش را انجام میدهد و اگر بگوییم رسانه ملی نقش اصلی را دارد، باید توجه داشت که وظیفه صداوسیما تولید موسیقی نیست. البته میتواند حمایت کند؛ برای مثال، برنامههایی درباره موسیقی نواحی بسازد و از هنرمندان اصیل استفاده کند، اما در این برنامهسازیها اتفاقی جدی رخ نمیدهد.
جاوید میافزاید: امروز نوجوانی را به عنوان استاد و نابغه معرفی میکنند و بیش از حد از او تعریف میشود، در حالی که در گذشته چه در موسیقی نواحی و چه در موسیقی دستگاهی، تازه وقتی فرد به ۴۰ سالگی میرسید میگفتند پخته شده است. برخی افراد بر اسب تفاخر سوار شدند و زمین خوردند؛ وقتی بهراحتی به کسی عنوان استاد داده میشود، او نیز قدر هنر را نمیداند.
وی با اشاره به مشکلات مالی گروههای موسیقی نواحی میگوید: دستگاههای فرهنگی در حمایت از هنرمندان نواحی مشکل دارند. امروز بیشتر آثار بهصورت گروهی اجرا میشود و هر گروه برای تولید اثر به هزینه قابل توجهی نیاز دارد. اگر در هر استان تنها دو گروه حرفهای و پایبند به اصالتها بخواهند با صداوسیما همکاری کنند، هزینههای بالایی خواهد داشت و رسانهها حاضر به پرداخت آن نیستند؛ در حالی که در هر استان دهها گروه موسیقی وجود دارد.
موسیقی نواحی، قربانی موسیقی پاپ شده است
این پژوهشگر موسیقی نواحی ادامه میدهد: سالها پیش به برخی افراد مجوز اسپانسری موسیقی داده شد تا از جریان موسیقی نواحی حمایت کنند، اما سرمایهها به سمت موسیقی پاپ و شبهپاپ رفت و موسیقی نواحی فراموش شد و این اتفاق به دلیل نبود نظارت کافی وزارت ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی رخ داد. ما بارها پیشنهادها و طرحهای مختلفی ارائه دادیم حتی خود من بر اساس مردمشناسی و فرهنگشناسی ایران، اساسنامهای برای جشنواره موسیقی نواحی نوشتم، اما هیچ توجهی به آن نشد و با تغییر مدیران، همه چیز کنار گذاشته شد.
جاوید میگوید: امروز سراغی از ما گرفته نمیشود. هر زمان که دعوت شدیم و لازم بود، حضور پیدا کردیم، اما هر پیشنهادی که ارائه میدهیم، میگویند بودجه نیست یا در اولویت قرار ندارد و همهچیز را به سمت سیاست و مناسبتها بردهاند. هنرمندان میتوانند برای مناسبتهای مختلف آثار ارزشمند تولید کنند، اما چون حمایت درستی وجود ندارد و هنرمند از نظر معیشتی در تنگناست، بسیاری از آنها کنار رفتهاند.
تلفیق موسیقی نواحی با سبکهای دیگر اشتباه است
این پژوهشگر موسیقی نواحی با انتقاد از تلفیق موسیقی نواحی با دیگر سبکها معتقد است تلفیق موسیقی نواحی با هر نوع موسیقی دیگری اشتباه است، زیرا این روند به مرور مانند سمی آرام وارد بدنه جامعه میشود و درنهایت هویت موسیقی ایرانی را از بین میبرد. زمانی که این تلفیقها ادامه پیدا کند، دیگر با موسیقی ایرانی مواجه نیستیم، بلکه با موسیقی غربی روبهرو خواهیم شد. تعداد آهنگسازانی که بتوانند بر پایه هویت ایرانی کار کنند، کم است؛ هرچند افرادی مانند «کامکارها» توانایی انجام این کار را دارند، اما سفارش و حمایت کافی وجود ندارد.
وی ادامه میدهد: امروز به دلیل هزینههای بالا، بسیاری از کارها سفارشی شدهاند. بنیاد موسیقی نواحی بر پایه حمایت مردمی شکل گرفته بود، اما این حمایتها از بین رفت و جایگزینی نیز برای آن تعریف نشد. از سوی دیگر، برگزاری کنسرتها نیز بهراحتی امکانپذیر نیست. در موسیقی پاپ تهیهکنندگان قدرتمندی حضور دارند که به دلیل حضور در چرخه اقتصادی، کار را پیش میبرند، اما زمانی که اقتصاد هنر بر همهچیز حاکم شود، هم هنر آسیب میبیند و هم هنرمند؛ زیرا هنرمند ناچار است مطابق خواسته تهیهکننده عمل کند و در نتیجه، جایگاه مردمی خود را از دست میدهد. او خاطرنشان میکند: تا زمانی که در دانشگاههای کشور رشته تخصصی موسیقی نواحی برای هر منطقه ایجاد نشود و آموزشها همچنان بر پایه الگوهای غربی باشد، نمیتوان به ماندگاری موسیقی نواحی امیدوار بود. وزارت علوم نگاه جدی به هنر ایرانی ندارد و در چنین شرایطی، هرچند حوزه هنری، میراث فرهنگی و وزارت ارشاد تلاش میکنند این هنر را حفظ کنند، اما این تلاشها کافی نیست.





نظر شما